کس می گویم و از کردهء خود دلشادم
دوباره مستم.
این شبها کارم می زدن و خماریست. از دانشگاه اخراج شدم. گفته بودم؟ نه، در هوشیاری تخمش را نداشتم. اکنون که دنیا بر گرد کله ام می چرخد و بیخیالم و مستم و از بادهء بلاد فغانس جرات می کنم و فاش می گویم. اخراج شدم. به دلیلی کاملا تخمی بر اساس قانونی کاملا تخمی، از جانب شورایی بس تخمی. دوباره جستجو برای رشته ای دیگر، دانشگاهی دیگر، سگ دونی ای دیگر. کرم دارم. تا فوق نگیرم کرمم نمی خوابد. گفته بودم کرم دارم؟ گمان نکنم. اکنون می توانم به رویایم واقعیت بخشم. کافه را تاسیس کنم و اسمش را بگذارم هیرو. همان آلت مردانه به گویش کرمانی و به سبکی مودبانه. و حواله اش دهم به زندگی و درس و همه چی. طرف اگر پس از صرف قهوه گفت خرده ندارم بگویم به هیرم و روانه اش کنم به منزل. می خواهم صبحگاهان دو سه قوطی آبجو بالا بروم و به محض اینکه احساس کردم دارد می پرد یکی دیگر، باز هم یکی دیگر. فهمیدم که مستی و راستی به راستی راست است. دوست دارم با مشتری هایم راست باشم تا راست نکنند. کسشر می گویم، می دانم. ولی گوش شنوا می خواهم. گوش شنوایم باشید، قبل از اینکه بگا بروم. اخراج شدم. یک سال زحمت و بد بختی و در به دری به فاک رفت. اخراج شدم. بهتر است قبل از اینکه از زندگی اخراج شوم میله ای در این اتوبوس قراضه که روزی به ایستگاه آخرین خود خواهد رسید بیابم و سفت بچسبم تا اگر ویراژ داد پرت نشوم. حالم خراب است. درکم کنید. نفری یک آلت حوالهء دانشگاه بی پدرم کنید تا خنک شوم. اخراج شدم. تمام شدم. گاییده شدم. می فهمید؟ گاییده شدم.
به کافه هیرو بیایید. مقدمتان روی جفت تخم چشمانم. حساب میزتان را پرداخت نکردید هم نکردید. فقط بیایید. بیایید فقط. نیازمند یاری سبزتان هستم.
این از هیروی ناقابل بنده نثار پدر جد دانشگاه بی پدر جنابعالی. مزید امتنانه اصن!
یه نصیحت تخمی که خیلی تو گوشم خونده شده میگه: آب روون بلخره راهشو پیدا میکنه.
شاید درست باشه البته و تو هم مثال زنده ش باشی.
زنده باد الکل.
کامنتت آرومم کرد… ممنونم
امممممم قهوه نمی خوام فقط اومدم که اومده باشم.
خوش اومدی
ببین دیدم سویسی
اگه همراه میخوری خواستی بگو
اینجا پره دانشگاه
به درک
بهم ایمیل بزن esperichooo@gmail
It is not a big deal, as long as you are alive. Now you think it is the end of the world, in a couple of years you will remember this and laugh at it.
Hope so…
من یه سری مکالمت خصوصی با عمه ی دانشگاهتون داشتم که خدمت خودشون عرض کردم!
اینجانب جنبه ی مستی ندارم
میشینم به گریه و زاری
شما اگه جنبه داری بخور
من خیلی جنبه دارم، همه بد بختیام کمرنگ میشه وقتی مستم، خود واقعیم خودشو نشون می ده… مستی رو دوست دارم
ممنونم بابت مکالمهء خصوصی، هرچند عمهء بیچارش تقصیر نداشت، باهاس با خودش حرف می زدی!
هیروم به روی اون دانشگاه تخمی که اخراجت کرد.