بایگانیِ ژانویه 2012
دلم کباب است برایمان. ما که شادیهایمان به قدری کم و انگشت شمار است که سالگردشان را نیز گرامی می داریم. ما که قبل از افتخاری که اصغر جانمان برایمان کسب کرد، آخرین شادی دسته جمعیمان گل دوم خداداد عزیزی به استرالیا بود، در عهد پارینه سنگی. که این خوشحالی دسته جمعی اخیرمان را با [ بـیـشـتـر بـخـوانـیـد ]
این را خواندم و یاد اولین جملهء دخترک افتادم: کاتون بِساله که یعنی برام کارتون بذار. این اولین جمله ای بود که یک روز صبح، در عنفوان یک سال و سه ماهگی، وقتی تازه راه رفتن آموخته بود، از دهان خوش بو و لبان قرمز و شیرینش بیرون آورد. با چشمانی آبی و درشت که به [ بـیـشـتـر بـخـوانـیـد ]
ملالی نیست جز دل پر حرفم، حساب بانکی بلاک شده ام، دانشگاهِ به رویا پیوسته ام، عشقِ به گا رفته ام، مسافرتهای نرفته ام، خوشی های نداشته ام، حال و حولِ نکرده ام، آرامشِ نیافته ام، دوستان کسکشم که به وقت تنهایی و ملال ناپدید می شوند، تن چاق و بیمارم، بیکاری و تنهایی و [ بـیـشـتـر بـخـوانـیـد ]
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.