من آنم که…
من، اسپریچو صاحب قینوسیات، متولد نُه شنبه آخر هفته، صادره از کرمان، ساکن خارج، عیال آقای طرف ، مادرِ بچه، زنده به نفس بچه و طرف و دود دم و ترافیک تهران و جمیع مضرات چایی و قهوه و سیگار. تمام.
من، اسپریچو صاحب قینوسیات، متولد نُه شنبه آخر هفته، صادره از کرمان، ساکن خارج، عیال آقای طرف ، مادرِ بچه، زنده به نفس بچه و طرف و دود دم و ترافیک تهران و جمیع مضرات چایی و قهوه و سیگار. تمام.
هنوز دنبالکی دریافت نشده.
چایی و قهوه و سیگار تو هستم :دی
یکم جزیی تر بنویس!
به روی چشم!
از اسم وبلاگتون کاملا معلومه که کجایی هستین
البته اینو فقط خود کرمانی ها میفهمن
عیدتون مبارک
نوروز شما هم مبارک!
من 4 سالي كرمان درس خوندم و كلي هم با اين شهر حال كردم.بچه كرموني؟دمت گرم.فكر كنم يه ذره آشنايي بدم حتما همديگه رو از يه آشنا ماشنايي كه بين ما بوجود بياد ميشناسيم.:)).خوش باشي و خرم.اسپريچو گنجشك بود نه.كراجيك كلاغ سياه سفيدا.كرپو هم مارمولك.:)))خوب يادمه.ياد دانشگاه باهنر بخير.خوش باشي و خرم
من متولد کرمان هستم، و هم کل جد و آبادم، هرچند که هرگز کرمون زندگی نکردم. اسپریچو یعنی پرستو، دو دمو یعنی هزار پا، هُنزیک چسو یعنی خر چسونه، سی سه لا لنگ هم همون اسپریچو میباشد، به گنجشک هم می گیم چُغوک. اینهم برای اضافه شدن به دانش کرمانی شما! شاد باشی
ما تو دانشگاه یه کرمانی داشتیم که خیلی تند حرف میزد. یعنی اگه گفتن یه جمله بطور عادی 10 ثانیه طول میکشید اون تو 3 ثانیه میگفت. بقول خودش بیت ریتش بالا بود. هیچوقت یادم نمیره سر ریاضی مهندسی اولین نفری بود که مسائل رو حل میکرد (خیلی بچه باهوشی بود) یه بار سر همین کلاس بلند شد جواب استاد رو داد، بعد استادمون در حالیکه هاج و واج داشت نگاش میکرد گفت اگه کسی فهمید ایشون چی گفتن به من هم توضیح بدن. که کلاس ترکید. جالب بود خودش از همه بیشتر میخندید.
حتما رفسنجونی بوده چون کرمونیها حال ندارند تند صحبت کنند! بر عکس رفسنجونیها