Royal Rubbish Wedding

پیاز ها را خرد می کنم و به این فکر می کنم که ای کاش چاپ ویزارد داشتم. بعد فکر می کنم که ای کاش کسی را داشتم که پولی پرداخت می کردم و برایم پیازهایم را خرد می کرد. بعد فکر می کنم که ای کاش کسانی دیگر داشتم که کارهای دیگرم را انجام می دادند و من صبح که بیدار می شدم، به جای کتری آب کردن و خود را گربه شور کردن و هُل هُلی صبحانه آماده کردن و کل کل با دخترک 4 سالهء پر سر و زبان و سمج و دویدن و دور خود چرخیدن و گوزپیچ شدن و آخر سر دیر رسیدن، تا لنگ ظهر میخوابیدم و بعد در استخر خانه ویلاییمان شنا می کردم و در جاگوزی می نشستم و از پولدار بودن خود لذت میبردم و بعد که حمام میرفتم کسی بود که تنم را کیسه میکشید و چرک می کرد و بعد هم مشت و مال و وان پر از عصاره لوندر و کمومیل برایم آماده میکرد تا دمی بیاسایم و بعد راهی آرایشگاه و بعد هم شاپینگ و ناهار در تراس رستوران با دوستانم شوم، بی هیچ دغدغه، بی هیچ دل مشغولی و نگرانی…

در این رویا غوطه ور هستم که یادم می افتد مامان سفارش اکید کرده که رویال ودینگ ببینم، پیاز ها را در ماهیتابه میریزم و تلویزیون را روشن می کنم، در فکر که ماکارونی درست کنم یا عدس پلو و در شک که طرف عدس خریده یا نه، کیت میدلتون با پدرش سوار بر اتومبیل سلطنتی وارد وست مینیستر اَبی می شوند. نوستول میزنم، در کودکی یک بار وست مینیستر رفته بودم و از هیبت و جو سنگین کلیسا ونگ زده بودم و گوله گوله اشک ریخته بودم. جماعت بیکار از ساعتها پیش در اطراف کلیسا و کاخ باکینگهام چادر زده اند و با حسرت و رعیت وار عروس سلطنتی را دنبال می کنند. در چهره هایشان حماقت و خوشحالی موج میزند. بوی پیاز ته گرفته بلند میشود. در کابینت دنبال کنسرو عدس میگردم. پیدا می کنم. خوشحالم. از ماکارونی حالت تهوع میگیرم. گوشت میریزم در پیازها. سوخته  که سوخته. به جیش صبحگاهی دخترم. مهم این است که در همین حال که من در مطبخ مشغول عدس پلو هستم و فکرم پیش لباسهاییست که در رختشویخانه مشترک ساختمان در کف و نرم کننده معلق میزنند، یک دختر و پسر خوش شانس در یکی از با شکوه ترین کلیسا های جهان به عقد هم در می آیند. دلم میگیرد. زندگی فلسفه تخمی ای دارد. یکی از کون خر شانس میاورد و میشود نوه ملکهء بریتانیا، یکی شانسش در گلوی شتر گیر کرده و میشود کودکی از پدری نا معلوم و مادری کراکی. آن اولی وقتی ازدواج می کند همه شبکه های خبری جهان برنامه های عادی خود را قطع می کنند و فارغ از اینکه در آمریکا تورنادو آمده و زندگی ها را به فاک داده، یا در مراکش بمب ترکانده شده و جماعتی جزغاله شده اند، با آب و تاب و حسرت و ستایش از زیبایی عروس می گویند و از فانی بودن و خوشتیپ بودن داماد و از افسانه ای بودن این مراسم عروسی آب از لب و لوچه و دماغ و جاهای دیگرشان آویزان شده است، آن دومی ولی اگر تا سن ازدواج زنده و سالم  بماند، برای یک میلیون باید به این در و آن در بزند…

با خود فکر می کنم این ملتی که جهان را به استعمار خود در آورده بودند خود مجسمه های بلاهت بوده اند. با خود فکر می کنم دویدن دنبال ارابهء دامادی که به طور کاملا اتفاقی در خانوادهء سلطنتی به  روی خشت افتاده، در قرن 21، دور از عقل و عزت انسانیست. پس روشنفکرها را چه میشود؟ با خود فکر می کنم که خطبه عقد کیت و ویلیام تفاوت چندانی با زوجتُ و انکحتُ ما ندارد، گیریم کمی با کلاس تر و منطقی تر به نظر می آید. فکر می کنم اگر به این جماعت کلاه به سر و سرود خان داخل کلیسا بگویم مسیح نه  بور بوده نه چشم روشن و معلوم نبوده کدام مرد اهل حالی ترتیب مریم مقدس را داده بوده که در متون تاریخی او را سبزه روی و مو فرفری و مشکی توصیف کرده اند، و بگویم که خاک بر سرتان که همه تان دوهزار سال است که خام یک دختر و دایی اش شده اید که داستان همخوابگی خود با دوست پسرش را چنین برای دیگران تعریف کرده اند و از فرزندی که حاصل شده پیامبر ساخته اند، مرا مانند ژاندارک زنده زنده میسوزانند. عروس و داماد بعد از موعظه ای طولانی توسط مردانِ دیوث خدا راهی باکینگهام پلس میشوند و جماعت همچنان ذوق زده و خرکیف. مهمانان از راه میرسند که 15 تا کاناپه ای که برای هر کدامشان پخته شده را کوفت جان کنند و جماعت با ذوق و شوق پشت درهای بسته کاخ با معده ای خالی با صحنه ناهار با شکوه عروسی در کاخ زنای ذهنی می کنند و کیفور می شوند و برای دوربین دست تکان میدهند. گوشت چرخ کرده ام سیاه میشود. برنج آبش تمام می شود و یادم میرود که عدس ها را لابلایش نریخته ام…

بعد نوشت: هنگام برگرداندن پلو در دیس کون قابلمه روی سنه ام افتاد و قسمتی که از بلوز بیرون بود دو طاول زد اندازه خربزه. بفرمایید کباب پستان!

Advertisements
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: