Bullet Point Rhapsody

* رفته بودم تاپ ورزشی سفیدی را که شنبه خریده بودم پس بدهم. نمیدانم در لحظه خرید چه شهودی بر من نازل شده بود که تصور کرده بودم آن حجم عظیم شکم و پستان در آن تاپ کوتاه لارج سایز جا خواهد شد و لزومی ندیده بودم در دکان ورزشی فروشی پرو کنم. که البته تاپ را پس نگرفت چون حین تلاش خستگی ناپذیرم برای جا شدن در آن یقه اش را به صورتم که حاوی یک لایه سفیداب و یک لایه  سرخاب بود مالانده بودم و متوجه نشده بودم. دخترک پشت دخل که به از شما نباشه داف شکیلی بود قبل از وارسی اش پیشنهاد امتحان کردن یک سفید دیگر داده بود و اصرار که تا پرو نکنی نمیتوانی بفهمی اندازه است یا نه. مگر می شود روی پری رویان را زمین انداخت؟ در اتاق پرو همان بلایی که سر تاپ اولی آورده بودم سر این یکی نیز در آوردم و بی سر و صدا آنرا پشت باقی تاپها و تی شرت ها چپاندم که از دیدرس عموم خارج باشد، و این قبل از این بود که بفهمم یقه آن قبلی را قبلا مورد عنایت قرار داده بودم. وقتی دخترک گفت پس نمیگیرد به این دلیل کذا، فلنگ را بستم که مچم سر آن دیگری گرفته نشود.

* میدانید؟ تصمیم گرفته ام تا خشم دکتر مغز و اعصاب گریبانم را نگرفته بدون درد و خونریزی لاغر شوم، وگرنه سر و کارم با اتاق عمل و بیهوشی و معده کوک زده و میانبر زده شده خواهد بود زیرا مایع دور مغزم ورم کرده. بلی ما مایع دور مغزمان ورم میکند. دکتر خر میگوید هم استرس هم چاقی. میگوید جلویش را نگیرم رگهای کله ام تحت فشار خواهند شد. اگر خون ازشان رد نشود سکته میکنم. من که از پزشکی سر در نمی آورم، حرفهای دکتر را برایتان قرقره میکنم. البته این مشکل مال این روز و این ماه نیست. از اوایل زمستان دچارش شدم. همان روزهایی که آن عکس دوست عریان را دیدم. هی جلوی چشمم آمد. هی سرگیجه, هی سردرهای تخمی بی پایان، و در آخر بی حسی سمت چپ صورتم. چاقی؟ مردک نفهم. تو چه می دانی از آن تابستان تا آن زمستان چه ها بر من رفت؟ سه ماه فرصت دارم لاغر کنم، وگرنه بای پس معده. گفته بودم فوبیای بیهوشی و اتاق عمل دارم؟ سه ماه فرصت کمی نیست. استعداد این را دارم که زمانبرترین کارها را در کمترین وقت ممکن انجام دهم. و البته این ناشی از هوش و ذکاوت نیست، ناشی از نقص ژنتیکی فراخی است که خاندان ما شدیدا از آن رنج میبرند. برخی میگویند به آب و هوای کویری-کوهپایه ای کرمان مربوط است، برخی معتقدند اثر دود تریاک است که البته این برخی گه خورده اند، و بخش عمده ای از کارشناسان ربط آن را با هرگونه ژن و آب و هوا و کوفت زهرماری رد میکنند و معتقدند باید هم کشید و دست به کار شد.

* زندگی این روزهایم عجین شده با گونه های مختلف سوسک کوچک و شاخک دراز، سوسک سبز سفت، سوسک چهارشانه، پروانه هایی که عمود بر دیوار می ایستند، پروانه های چاق با بالهای کوچک، پروانه های ریز شبیه عنجوجه، سنجاقکهای کوچک دُم منحنی سبز، سنجاقکهای ترنسپرنت سبز روشن، و مقادیر زیادی عنکبوت که همگی در حباب گندهء کاغذی لوسترِ بالای میز غذاخوری سالهای سال به خیر و خوشی درکنار هم زندگی میکنند و گاهی مست میکنند و مسیر سوراخ حباب را گم میکنند و تق و توق خود را، به امید یافتن روزنه ای به بدنه حباب میکوبند و بدینسان باقی سکنه حباب را روی میز فرو میریزانند. و صدای چندش آور برخورد تنشان با حباب کاغذی. و البته خارش خارش خارش. حال به دلیل جک و جانورها یا دارویی که برای فشار کله میخورم، نمیدانم.

* هنوز به خاطر تاپ دومی عذاب وجدان دارم. مطئنم تا آخر عمر از آن فروشگاه معروف که خواستم نامش فاش نشود که ریا نشود خرید نخواهم کرد. آخر با چه رویی؟

* در یکی از فیسبوک گردی هایم اسکرول کنان رسیدم به ماریون که عکس پروانه های بنفش و سفید باغ خانه اش، همینطور چند عکس فستیوال جاز مونترو، یک عکس در آغوش شوهرش فابریس، چند عکس از تفریحات خوانودگیشان و یک عکس از پسرک تو دلبرو اش لئو که تا خرخره در گِل میلولید به اشتراک گذاشته و در توضیحات آلبوم نوشته آیا زندگی زیبا نیست؟ به اسکرول ادامه دادم . درست پایین آلبوم ماریون، سارای بیست و پنج نوامبر عکسی به اشتراک گذاشته بود از یک دیوار نوشته در تهران که نوشته بود کلیه فروشی، فوری، بیست و پنج ساله.

* یک بطر سنگریا خوردم. منتظر شدم بگیرد. نگرفت. تف به این زندگی.

* یک جایی، خواننده خالتور محبوب من، داد و فغان سر میدهد که: هنوزم حال من خوبه، ببین دنیا پر از رنگه و باقی قضایا.

* فراموش نکنیم که هیچ کداممان هیچ عن خاصی نیستیم. همچنین فراموش نکنیم که صبح به صبح قورباغه مان را قورت دهیم.

Advertisements
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: