چشم نداشتن ها و ته گرفتن ها

دیگر تاب خوش بودن آدم ها با یکدیگر را ندارم.

ممکن است بپرسید چه مرگم است. ممکن هم هست نپرسید چه مرگم است. در هر دو حالت فرقی نمیکند. پاسخ یکی است. حوصله ندارم. حسادت هم دارم به میزان فراوان. دیدن اینکه انسان هایی در اطرافم  کلی حرف با هم دارند که میتوانند فقط با من داشته باشند روانم را بر گا میدهد.

خوب اینجایی که من کار میکنم دسترسی به آنتن موبایل نیست. رایانه هم که فارسی ندارد. آخر این اجنبی ها فارسی چه سرشان میشود؟ این است که دارم به کمک گوگل ترانسلیت مینویسم. بعد این تنظیم شده بود روی ترجمه از فارسی به فرانسه. گا را برایتان گام ترجمه کرد. عبرت بگیرید.

الان که فکر میکنم میبینم واقعن حرفی نداشتم که بنویسم.

Advertisements
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: