چسناله نامه

صبح تولد سیلوی بود.

حالا خیلی فرقی نمی کند بدانید سیلوی کیست و چه کاره است است و باباش کیه و ننه اش کدومه و خونه اش کجاست و من چی ام و تو کی ای. مگر حالا من شما و رفقا و جد و آبادتان را می شناسم؟ مگر شما اصلن مرا میشناسید؟ مگر اصلن اینجا را می خوانید؟ سال تا سال دریغ از پارسال٬ گاهی هر از گاهی یک خواننده ای گذارش بی افتد یا جستجو گری که سودای دریدن مقعد دختر عمه خود را در سر دارد یا آن یکی که به دنبال جندگان ورپریده است یا آن دیگری که شبانگاه خواب مادر برهنه خود را میبیند به کمک موتور جستجو سر از اینجا در بیاورند. حالا نه که خیلی بامزه و انتلکتوعل باشم و در و گوهر بپاشم٬ ولی به هر حال آدم است دیگر٬ توقع دارد (سلام سرهرمس). از این عزت نفس دارها هم نیستم که تخمم نباشد یا به روی خود نیاورم و سرم به کارم باشد کان لق دنیا. حالا یادم آمد. یک بار در گودر خدابیامرز از این نک و ناله ها داشتم (خوش سابقه ام در این زمینه انگار) که کسی٬ یادم نیست چه کسی٬ گفت مگر تو مینویسی که خوانده شوی؟ نخیر بنده مینویسم که فقط دور همی بخندم. نه جدا شما باشید چه پاسخ می دهید؟ برای دلتان مینویسید؟ بابا شما دیگه کی هستین.

القصه تولد سیلوی بود و صبح خود را با پنج میلی لیتر لیکور قهوه و سلفیده شدن به خاطر دسته گل پنجاه فرانکی٬ به پول شما میشه دیویست تومن٬ که قرار شده سیلوی جان شب که به خانه برگشت لوله کند آغاز نمودم. البته طفلی خیلی مهربان و گل است به این دلیل بسیار ساده که سوییسی نیست و کانادایی است و کانادایی ها بالفطره مهربانند و سوییسیها هرکدام در دلشان یک آشویتس دارند و تک تک خارجی هارا٬ همانها که پولهایشان را از بانکهای سوییس بیرون بکشند کشور با همه متعلقاتش بگا میرود٬ در تصوراتشان شکنجه میکنند و زنده زنده در کوره میریزند. تازه دیروز فهمیدم که در صنعت سیاه پوستان را استخدام نمی کنند. هیچ قانون نوشته ای وجود ندارد. فقط بهانه ای می آورند و طرف را رد می کنند – یکی از هزاران جاذبه توریستی سوییس- و حتی جای اعتراض باقی نمیگذارند چون عملا خلاف هیچ قانونی عمل نکرده اند.

بیایید با هم برگردیم ایران٬ دست به دست هم دهیم به مهر٬ کون دهیم به ملاها. بخدا شرف دارد. به این برکت. همین این برکت.

 

 

 

Advertisements
    • مامان آتی
    • 24 آوریل 2013

    پس ما که اینجا رو می خونیم بوقیم دیگه؟ فقط هرکار می کنی تو رو خدا واسه همیشه برنگرد اینجا. خیال می کنی که می تونی با ملاها کناربیای….هرروز جنگ اعصابه..

    • مامان آتی شما نور چشم مایی! منور کردی خونه مون رو با کامنتت :*
      حالا من عصبانی بودم یه چی گفتم، تا قسمت چی باشه. فعلا به خاطر دخترک قصد برگشتن نداریم.

    • رزیتا
    • 25 آوریل 2013

    منم می خونم 🙂

  1. swiss hamine dge! goh begire be in mamlekateshun ke fekr mikonan az matahte fil oftadenad!

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: