خودشیفتگی فرهنگی یا فرهنگ خودشیفتگی

شاید نوشته ها نیستند که تکراری و حوصله سربر شده اند شده اند، شاید آنهایی که خیلی وقت است در نوشته ها چیز جدیدی نمیابند و دیگر خواندنشان را لذتبخش نمی بینند   خود تکراری و حوصله سربر شده اند، ها؟ یا شاید فاکتور خود-عن-پنداری خون بالا زده که تصور میشود ملت مینویسند که یک عده ای تایید کنند؟

حالا چه وقت این حرفها در این گیروداری که سپلشک آید و زن زاید و انتخاب ز راه آید و سگ صاحاب خود را نشناسد و خر بر خر فایق آید و روحانی با عارف به اعتلاف ناید و هزار بدبختی دیگر؟ خب، گاهی بعضی چیزها سنگینی میکند در گلوگاه آدم، بازگو نشود سلاطون میشود.

Advertisements
  1. بابا خعلی پرفکت… لامصصب!!!

  2. هاها این چه چسبید :)))) شبیه این پس گردنیا که میزنی پس کله‌ی کسی که تازه از سلمونی اومده :)))

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: