واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند یا از همون نسلن یا دانش‌آموخته اونان.

این حجم از بلاهت و جنسیت زدگی و نفهمی که در ولایتمان می بینیم درد دارد ولی تعجب؟ من می‌گویم ندارد.

انگار یادمان رفته وقتی دختر بچه بودیم مادرانمان تنمان دامن نمی‌کردند که مبادا دسترسی به زیر دامن دختر بچه‌شان آسانتر باشد. یادمان رفته همین مادران مارا از رفتن بالای پشت بام و بازی در کوچه و خیابان منع میکردند چون در خوشبینانه‌ترین حالت از حرف مفت در و همسایه می‌ترسیدند، بدبینانه‌اش این بود که فکر میکردند اگر پشت بام برویم حامله می‌شویم. انگار دختر موجودی‌است که از طریق گرده افشانی بارور می‌شود، و به صرف اینکه پایش را بیرون از خانه بگذارد شکمش بالا می آید. چه داستانها برایمان تعریف می‌کردند که دختر فلانی رفته تو خیابون پسره گولش زده و حاملش کرده و گذاشته رفته. یادمان رفته که اگر زیادی از سر و کول پسرعمه و پسرعمو و حتی دایی و عمو بالا میرفتیم چشم غره نثارمان میشد. یادمان رفته که پدران و مادرانمان از نسلی هستند که هنوز هم فکر می‌کنند هرجا دخترو پسرها با هم یک جا جمع شوند قطعا روی هم خواهند افتاد، اگر باهم برقصند که دیگر واویلا. نگاه به خودِ روشنفکرتان نکنید، شاید پدرمادرهای شما خیلی آوانگارد و امروزی بوده‌اند. ولی متاسفم که این خبر بد را بهتان میدهم: شما انگشت شمارید. چندین والدین لامذهب بشناسم که دخترانشان را تا حد امکان محدود کرده‌اند خوب است؟ پدران و مادران ما از همان نسلی هستند که در سینمای زمان شاه پستان لخت دیدند و دنباله روی پیر پرابروی جماران شدند. همانها هستند که حجاب که اجباری شد دم بر نیاوردند چون بنی‌صدر نامی آمد تلویزیون و گفت می‌گویند موی زنان اشعه‌ای از خود ساتع می کند که میتواند تحریک برانگیز باشد. همانها هستند که خوشحال بودند از اینکه دختران پسرانشان به مدارس جداگانه می‌روند و خدارا شکر خارج نیستند که از ابتدایی در مدارسشان آموزش جنسی دارند و تفاوت دختر و پسر را همان ابتدا به بچه ها یاد می‌دهند. همانها بودند که حتی اگر اعتقاد مذهبی نداشتند دخترانشان را پوشانیدند تا از چشم بد در امان بمانند. که اگر دختری لباس باز می‌پوشید انگ خراب بودن می‌خورد و مدام این سوال پرسیده می‌شد که خانواده دختره غیرت ندارن؟ فرقی هم نداشت، این سوال از دهان هر فردی با هر گرایش اعتقادی شنیده می‌شد.

و ما. ما از نسل بعد از آنهاییم، نسلی که اگر نه همه‌مان، اما خیلی‌هامان از آن بلاهت ناخواسته پدر و مادرمان تا حدی جان سالم بدربرده ایم. یاد گرفته‌ایم که بدن زن متعلق به خودش است و آزاد است در نوع پوشش و دیگران باید یاد بگیرند که حیوان نیستند که وقتی تحریک شدند روی او بپرند. یاد گرفتیم که شادی حق ماست و باید شاد باشیم و یاد گرفته ایم در اوج محدودیت چگونه روزنه شادیمان را پیدا کنیم. یاد گرفته‌ایم که بیشتر فکر کنیم و انسانها را به دید انسانی نگاه کنیم. و نیز یادگرفته‌ایم که این را یاد فرزندانمان هم بدهیم. حال به لطف گردش آزاد اطلاعات باشد یا هرچیز دیگر.

متاسفانه اینهایی که برما حکومت می‌کنند آدم‌فضایی نیستند. حال اگر دوست دارید متعجب شوید به خودتان مربوط است. 

 

Advertisements
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: